طرح این مبحث به دنبال مطالعه مقاله ای تحت عنوان تحلیل ماده ۴ قانون دفاتر اسناد رسمی در سایت جامعه سردفتران و دفتریاران استان چهارمحال و بختیاری به ذهن اینجانب خطور کرد و لازم گردید مفهوم انتقال و جابجایی دفترخانه موضوع ماده ۴ و مفهوم انتقال شخص سردفتر که مستنبط از رای شماره ۳۹۰ مورخ ۲۹/۹/۱۳۸۹ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری (مذکور در انتهای این مبحث) دو مقوله کاملاْ جدا از هم می باشند به شرح زیر تبیین شود:
۱- انتقال و جابجایی دفترخانه یعنی تغییر محل (مکان) دفترخانه در یک شهر یا یک بخش و منظور از (بخش) که در مواد ۴ و ۵ قانون دفاتر اسناد رسمی به کار رفته است یعنی بعنوان یک نقطه جغرافیایی که بخشداری در آن مستقر گردیده و بعنوان مرکز بخش شناخته می شود و منظور از (شهر ) یعنی یک نقطه جغرافیایی که علاوه بر فرمانداری یا بخشداری دارای شهرداری هم باشد که امروز بیشتر مراکز بخشها دارای شهرداری هم هستند و بعنوان یک شهر شناخته می شوند اما در زمان تصویب قانون دفاتر اسناد رسمی (سال ۱۳۵۴) تفکیک مذکور بیشتر محسوس بود.
بنابراین وقتی به دنبال اعلام نیاز دفترخانه اسناد رسمی از طرف اداره کل ثبت استان برای یک شهر یا مرکز بخش بعنوان یک واحد جغرافیایی که دارای شرایط مندرج در ماده ۵ قانون مذکور می باشد و آگهی انتخاب سردفتر اسناد رسمی توسط سازمان ثبت، شخصی با تقاضای سردفتری بعنوان مثال برای شهر فرخشهر در امتحان سردفتری شرکت و پس از قبولی ، ابلاغ سردفتری برای فرخشهر اخذ نماید پس از تعیین شماره دفترخانه (مثلاْ شماره ۲۰ فرخشهر ) طبق قسمت اول ماده ۴ آن قانون باید محل دفترخانه را در فرخشهر با موافقت سازمان ثبت تعیین نماید.
حال چنانچه پس از مدتی متقاضی انتقال محل دفترخانه به محل دیگر در همان شهر باشد این عمل جابجایی یا انتقال دفترخانه در همان شهر فرخشهر می باشد و مشمول قسمت دوم ماده ۴ میباشد و لذا انتقال و جابجایی دفترخانه شماره ۲۰ فرخشهر به شهر یا بخش دیگری مثلاْ به شهرکرد یا سورشجان پذیرفته نشده است و اداره ثبت محل در این خصوص نقشی ندارد.
۲- انتقال سردفتر یعنی اینکه شخص سردفتر از یک شهر به شهر یا بخش دیگر و یا از یک بخش به بخش یا شهر دیگری در یک استان یا در دو استان جابجا گردد و این عمل مانند فوت، استعفاء و انفصال دائم سردفتر موجب تعطیلی دفترخانه و تحویل آن به شخص کفیل می شود.
به عنوان مثال (بر فرض وجود مجوز قانونی ) اگر سردفتر اسناد رسمی شماره ۲۰ فرخشهر بخواهد به شهرکرد یا به اصفهان منتقل گردد باید پس از تحویل سوابق دفترخانه شماره ۲۰ فرخشهر (شهر مبداء ) به شخص کفیل و پس از تعیین شماره دفترخانه در شهر مقصد مثلاْ دفترخانه اسناد رسمی شماره ۲۰۰ شهرکرد توسط اداره کل ثبت استان و طی تشریفات قانونی در آن شهر مشغول به کار گردد .
و کاملاْ واضح و مبرهن است که ماده ۴ قانون دفاتر اسناد رسمی شامل این حالت یعنی انتقال سردفتر نمی گردد و در نتیجه در صلاحیت ثبت محل نمیباشد . لازم به توضیح است که موضوع انتقال سردفتر در مقررات قانونی مسکوت مانده است ولی در تاریخ ۱۷/۸/۱۳۷۸ دستور العملی تحت عنوان دستور العمل سردفتران اسناد رسمی بشماره ۳۹۳۰۲/۳۴ توسط رئیس وقت سازمان ثبت تصویب و ذیل کد ۶۰۰ مجموعه بخشنامه های ثبتی درج گردیده که به موجب دادنامه شماره ۳۹۰ مورخ ۲۹/۹/۱۳۸۹ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری که ذیلاً مفاد آن درج شده، ابطال گردیده و در نتیجه اجرای آن در حال حاضر متوقف شده است و به اعتقاد مسئولین فعلی سازمان ثبت اگر سردفتر اسناد رسمی قصد انتقال از شهری یا مرکز بخشی به شهر یا مرکز بخش دیگر را داشته باشد باید در امتحان سردفتری شرکت نماید و پس از قبولی برای شهر مقصد ، با تحویل سوابق دفترخانه فعلی ، منتقل گردد.
البته در طرح اصلاحی قانون دفاتر اسناد رسمی که در مجلس شورای اسلامی مطرح گردیده امکان انتقال سردفتر با موافقت رئیس سازمان ثبت پیش بینی شده که امیدواریم با تصویب این طرح اصلاحی ، این خواسته همکاران سردفتر محقق گردد .
رای شماره ۳۹۰ مورخ ۲۹/۹/۱۳۸۹ هیات عمومی دیوان عدالت اداری :
نظر به اینکه مطابق ماده ۴ قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۲۵/۴/۱۳۵۴ انتقال محل دفترخانه فقط در حوزه یک شهر یا یک بخش تجویز گردیده و به موجب ماده ۵ قانون مذکور تاسیس دفترخانه در حوزه هر شهری تابعی از تعداد جمعیت، میزان معاملات و درآمد دفاتر اسناد رسمی می باشد و همچنین در قوانین موضوعه برای انتقال شخص سردفتر از شهری به شهر دیگر مقرراتی پیش بینی نگردیده است لذا بخشنامه معترض عنه (بخشنامه شماره ۳۹۳۰۲/۳۴ مورخ ۱۷/۸/۱۳۷۸) که بر خلاف مقررات فوق الذکر نقل و انتقال سردفتر از حوزه یک شهر به حوزه شهر دیگر را تجویز نموده است خلاف قانون و خارج از حدود اختیار مرجع وضع، تشخیص و به اشتناد بند ۱ ماده ۱۹ و ماده ۴۲ (قانون عدالت اداری) ابطال می گردد.